تبليغاتX
شراره ها و شکوفه ها
 

 

 

شراره ها و شکوفه ها


بیا با من و عشق همدرد باش.اگر دین نداری جوانمرد باش.چو دریادلی،فکر ساحل مکن.اگر تشنه ای آب را گل مکن

 

bullet شیرینی ها و ترشی های ایام انتخابات ریاست جمهوری

تا ساعت سه صبح وانت ها و اتوبوس ها و ماشین ها پر از عکس های کاندیداها برای شان تبلیغات راه انداخته اند و گاهی آدم فکر می کند که این چهل پنجاه ماشین عروس می برند که با این همه شور و حال و بوق و شعر و سرود خندان و رقصان می روند  و بعد متوجه می شویم که عروسی در کار نیست بلکه کارناوال تبلغ فلان کاندیداست . مچ بندها و گردنبندها وروپوش ها و رنگ ها هم به ابزارهای تبلیغاتی تبدیل شده . استادی پوشه درسی اش را که رنگ خاصی دارد مرتب سر کلاس ها می برد و به همه دانشجویان نشان می دهد و می گوید من به ایشان رای می دهم و مشخص است که منظور کیست و البته اضافه می کند که البته من اسم کسی را نبردم و از این رو ، نباید در کلاس درس تبلیغ کسی بشود ! به کسی که یقه پیراهنش سبز بود یا برای پختن آش سبزی خریده بود و داشت در بغل می برد ، می گفتند به به ! طرفدار موسوی هستی ؟ یا اگر توت فرنگی و تمشک می خرید می گفتند طرفدار احمدی نژادی ؟ اگر به آسمان آبی نگاه می کرد می گفتند معلوم است می خواهی به برادر محسن رضایی رای بدهی و اگر زردالو  می خرید می گفتند تو طرفدار پیر اصلاحاتی ! کار به جایی رسید که گاهی در لباس های زیر هم باید دقت می شد که چه رنگی انتخاب شده تا مشکل حادی ! پیدا نشود .

 

در بحث های تلویزیونی کاندیداها گاهی اشکالاتی را برای رقبای خود مطرح می کردند که خودشان هم عینا همین اشکالات را داشته اند و گاهی از ادب صحبت می کردند ولی خیلی محترمانه و مودبانه آن را نادیده می گرفتند و می گفتند نمی خواهم از کسی نام نبرم ولی از گروه ها و مجموعه ها و ده ها تن نام می بردند و باز هم می گفتند : دیدی من نام کسی را نبردم ! گاهی حرف هایی می زدند که نوزاد توی قنداق هم خنده اش می گرفت و حتی بچه های تیز و سیاستمدار سیزده چهارده ساله  گاهی می گفتند که چرا فلان کاندیدا یا کاندیداها از افعال معکوس زیاد استفاده می کنند و چرا بلوف می زنند و از کلک مرغابی استفاده می کنند و چرا معقول حرف نمی زنند و چرا ....  

 

کاندیداها در مناظره تلویزیونی ، گاهی به جای مناظره ، معانقه و معاشقه می کردند و دل می دادند و قلوه می گرفتند و گاهی هم مناظره به محاکمه دسته جمعی کاندیدای سوم که حضور نداشت می کشید و به او هجوم می بردند و لت و پارش می کردند و گاهی هم مناظره به مشاجره و قشون کشی و مچ گیری و آسمان ریسمان تبدیل می شد و گاهی چنان حال همدیگر را می گرفتند که به اضطراب و نفس نفس می افتادند و مرتب از اطراف به آنان علامت داده می شد که مواظب سلامتی خود باشند .  

 

نکته جالب که در مباحث آقایان دیده می شد و ملموس بود این بود که  احمدی نژاد با قاطعیت می گفت سه کاندیدای دیگر مقابل او و علیه او هستند و آن سه تن دیگر هم با جبهه گیری مشترک و تمام عیار و شدید علیه احمدی نژاد به این مطلب دامن زدند . مثلا رضایی در سایت تابناک به جای دفاع از خود به گستردگی همه حرف های احمدی نژاد را رد می کرد و غالبا به دفاع از موسوی و کروبی می پرداخت و در منظره تلویزیونی هم هر چه محسن رضایی می گفت کروبی هم می افزود که اتفاقا ما هم همین ها را می گوییم و اختلاف ما در الفاظ و تعابیر است و در بحث و مناظره موسوی و کروبی هم هیچ یک مطلقا با هم مناظره نکردند و نگفتند که چرا اصلاحات دو شاخه شده و چرا کارگزاران از هر دو حمایت می کند و چه تفاوتی بین دیدگاه های این دو وجود دارد و آیا دولت میرحسین موسوی با دولت هشت ساله خاتمی تفاوتی خواهد داشت یا نه و دهها سوال دیگر .... و مناظره مبدل شد به به تعریفات شدید کروبی از موسوی و حمله مشترک به احمدی نژاد و دعوت یکدیگر به ایستادگی و مقاوت در این حملات و عدم عقب نشینی تا آخرین لحظه .

 

شور انتخاباتی خیلی عالی است . هیجانها تخلیه می شود . حرف ها زده می شود . اما گاهی تعصبات و احساسات کور در دوستی و دشمنی با کاندیدای خاص و طرفدارانش از حد و اندازه می گذرد و به فحاشی و کینه توزی و دشمنی تبدیل می شود ؛ این احساسات و تعصبات احساسی و نه منطقی و علمی تا میان یکایک اعضای خانواده ها و از تهران تا دور ترین روستاها کشیده می شود و خانواده های بسیاری با تعصب و شور عجیبی با همه فامیل ها و ایل و تبار  از بچه نوزاد تا پیر لب گور یک صدا از فلان کاندیدا حمایت و به آن یکی هجوم می برند و در خیلی از خانواده ها هم مشکل انتخاب کاندیدای ریاست جمهوری به سایر معضلات زناشویی و خانوادگی افزوده شده و مثلا مرد پر و پا قرص طرفدار احمدی نژاد است و زنش دقیقا با همان شدت و حدت طرفدار میرحسین موسوی و پسرشان طرفدار محسن رضایی ! و صبح تا شب هم با هم جر و بحث می کنند و یکی به آن دیگری می گوید اگر کاندیدای تو که انشاء الله هیچ وقت رای نیاورد ، رئیس جمهور بشود تا چهار سال دیگر به او لعنت و نفرین نثار خواهم کرد ! 

 

لا به لای این همه بحث و نقد و تبلیغات ، متاسفانه از منافع ملی و کلیت نظام و انقلاب اسلامی چه در سی سال گذشته و چه در چهار سال اخیر کمتر دفاع شد و از این همه کارگران و کارمندان محترم و کسبه و شهروندان گرامی یادی نشد . همانان که آمدن ورفتن روسایشان تاثیر چندانی در کارهایشان ندارد و آنها هر دولتی که بیاید وظایف و تکالیف اجتماعی و قانونی و رسمی شان را به خوبی انجام می دهند و به خدا و دین و ملت و رهبر و شهدا اعتقاد و عشق می ورزند .

 

از خدمات و حسنات و افتخارات بزرگ سی سال گذشته کشور که بر دوش تک تک آحاد ملت قهرمان ایران بوده دفاع نشد و در عوض تا می شد ، با تهمت زدن دیگران به نداشتن صداقت و قدرت طلبی و باندبازی و ارائه آمارهای متناقض ، اذهان مردم را به مدیران گذشته و حال و آینده آشفتند و بی اعتماد کردند و فکر نکردند که اگر رای بیاوردند و بخواهند چهار سال بعد آمار بدهند ، مردم هم چنان آماری نشان شان خواهد که کف کنند و آن وقت خواهند گفت شما هم مثل بقیه ، همگی چوپان دروغگویید نه دهقان فداکار !

 

درست یا غلط ، برخی می گویند فقرا و کشاورزان و قشرهای آسیب پذیر و مردم عادی و عامی کوچه بازار غالبا طرفدار احمدی نژاد هستند و مایه دارها و خوش قد و قامت ها ، و اهل پز و افاده  طرفدار میرحسین و غالبا اینها به شوخی و جدی آن همه قشرهای زحمت کش را پوپولیست های گاو و خر می خوانند و آنها هم متقابلا این ها را آقا زاده ها و از ما بهتران و گردن کلفت های مفت خوار و گروههای مافیایی خطاب می کنند و معلوم نیست این ملت ملت که می گویند کیست ؟ و این عوام الناس که می گویند چرا زمان خاتمی وجود نداشت و الان مردم عوام کالانعام شدند !!!  اگر همان به اصطلاح گاوها  رای شان در انتخابات عوض شود آیا از نظر این بزرگواران آدم محسوب خواهند شد یا آدمیت چیز دیگری است و « ادب مرد به ز دولت اوست » و نباید مردم را مشتی دیو و دد نامید و گفت « کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست » انسان هم همان طرفداران خود ما هستند که عقل و شعورشان در حد انیشتین است و ملت هم فقط همان ها هستند و بس !   

 

                                

همه کاندیداها مورد تایید فقهای شورای نگهبان بوده و در گذشته سوابق مدیریتی کلان و خدمات و مسئولیت های بزرگ و سنگینی داشته اند . همه به عظمت کارهای خود با حدت و شدت اشاره و از آنها دفاع کردند ولی هیچ یک از کاندیداها ذره ای اعتراف نکردند و اصلا قبول نداشتند که در هیچ مورد ، از خودشان یا اکیپ کاری شان یا سیاست هایشان کوچک ترین نقص و خطایی و اشتباهی سر زده است و این آفت مهم و مشترک و خطرناکی بود و صداقت و شجاعت زیادی لازم داشت اما حتی همان ها که مرتب از صداقت حرف می زدند چنین شجاعتی از خود نشان ندادند که بگویند بله در فلان موارد از جانب دوستان ما و شخص شخیص ما کوتاهی یا کم کاری یا اشتباهی شده و خوشبختانه به آن پی برده ایم و در آینده ای نزدیک این نواقص رفع خواهد شد . در حالی که همه خود را طرفدار سرسخت امام خمینی می دانند و امام خمینی با آن همه عظمت ، در صحیفه نور از برخی اشتباهات نام برده و از خدا و ملت در قصورها و تقصیرها عذرخواهی می کند .

 

کاندیداها انتظارات و توقعات مردم را از رفاه و آزادی و قوانین و منافع فردی و اجتماعی و حتی در عصیانگری و لجام گسیختگی  بسیار بسیار بالا بردند ؛ که برخی یا بسیاری شکل رمانتیک و برد تبلیغاتی داشت مثل به میان کشیدن دانشگاه آزاد که خودش دولت مستقلی است و یا دانشجویان ستاره دار که به کشور ما مربوط نیست و همه دولت ها کم و بیش دارند و سفت و سخت تر هم دارند . انتظارات و توقعات مردم آن قدر بالا رفت که فکر می کنم هیچ دولتی در هیچ جای دنیا با شرایط کنونی حتی با صد سال تلاش هم نتواند آنها را جامه عمل بپوشاند و چگونه می توان مردمی با چنان توقعات افراطی را راضی کرد و از سرکشی و قانون شکنی به انضباط و تعهد دعوت نمود .   

 

طرح ها و برنامه های عملی زیاد و ارزشمندی از سوی اکثر کاندیداها مطرح شد ولی نهاد و مرکز خاصی وجود ندارد که این ایده ها را جمع آروری کند و به دولت بعدی تحویل دهد تا به عنوان راه کارهای خیلی خوبی عملیاتی شوند . چون هر دولتی که بر سر کار بیاید این همه طرح ها و ایده ها را شعارهای انتخاباتی دیگران خواهد دانست و حتی ممکن است شعارها و ایده های خود را هم فراموش کند و وقت خود را با مچ گیری از این و آن تلف کند .

 

 به اشکال ها و نارسایی های واقعی یا کاذب بسیار زیاد و متنوعی اشاره شد ولی معلوم نیست که دولت بعدی چگونه می تواند همه این همه نارسایی ها را رفع کند ؛ چون برخی از این مشکلات اساسا در حد توان دولت یا جزء اختیارات دولت نیست یا کار یکی دو روز نیست و به دولت و ملت و قوه قضاییه و مقننه و اوضاع اقتصادی و امنیتی خاورمیانه و جهان مربوط می شود .

 

اکثر کاندیداها به مشکلات دولت های قبل اشاره کردند و برخی شعارهایشان و تنها نقطه موفقیت شان وجود همین مشکلات در دولت های قبلی بود . بدون این که دقیقا بگویند ما چه راه کار و ایده تازه ای برای رفع این مشکلات داریم یا ما هم به قول برادر محسن شعارهای بسیار قشنگی خواهیم داد و چهار سال بعد خواهیم گفت نیروهای مرموزی در کشور نگذاشتند کار کنیم ! برخی هم بدون اشاره به برنامه دولت خود تنها مشکلات قبلی یا فعلی را مرور می کردند فلسفه آمدنشان به عرصه انتخابات را نیز همین مشکلات می دانستند .

 

 برخی تصور می کنند که صحنه انتخابات فضای کشتی کج یا بوکس و یا جنگ قدرت است و این احساس متاسفانه بسیار ضعیف است که هرکس در انتخابات پیروز شود باید همگان کمر خدمت و همت ببندند و به وی و دولت وی کمک کنند نه آن که کنار بنشینند و چهار سال دیگر هم به اشکال گوناگون سنگ و فلاخن بیندازند و تبلیغ منفی و فحاشی و لجن پراکنی بکنند و آیه یاس و شکست بخوانند و بگویند همه امیدها بر باد رفت ! افسوس که کار ایران تمام شد !!!! چرا که پیروز نهایی انتخابات ملت ایران است و رئیس جمهور منتخب رئیس جمهور ده یا بیست میلیون نفر نیست بلکه رئیس جمهور همه است حتی اگر ده میلیون نفر او را انتخاب کرده باشند .           
  نویسنده: کریم جباری ׀ تاریخ: دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ׀ موضوع: شیرینی ها و ترشی های ایام انتخابات ریاست جمهوری ׀

 

© All Rights Reserved to sham0.Blogfa.com / Theme by: iTheme