تبليغاتX
يادداشت هاي كريم جباري شراره ها و شکوفه ها
بیا با من و عشق همدرد باش.اگر دین نداری جوانمرد باش.چو دریادلی،فکر ساحل مکن.اگر تشنه ای آب را گل مکن


شراره ها و شکوفه ها










                       اندر فضیلت نكوهش روزگار (‌ اوضاع زمانه خيلي بد شده !... )  

 

 

يكي از مكانيزمهاي دفاعي براي دلداري دادن خودمان عبارت است از برخورد وارونه با قضايا و اتفاقات زندگي ؛‌ يعني علت و معلول ها را به هم آميختن . يعني بدي ها و مشكلات خود را به گردن ديگران افكندن و مشكلاتي را كه مسبب آن خود مردم ( من ، تو ، ‌او ، ما )‌ هستند ، به زمين و زمانه و تاريخ و چرخ گردون و نهایتا به خدا نسبت دادن . يعني به جاي اين كه من بپذيرم كه در زندگي كوتاهي كرده ام و شجاعانه و صادقانه خبط و خطاهايم را به گردن بگيرم ، همه ندانم كاريها و بدبياري هاي برنامه ريزي شده را به در و ديوار و ستاره ها و زمان و مكان و عصر و قرن حاضر يا مردم ديگر يا جوامع ديگر یا تقدیر الهی نسبت بدهم . حديث مشهوری است كه مي گويد : روزگار را نكوهش نكنيد كه روزگار خداست . يعني چرخ گردون و روزگار بر اساس محاسبات خردمندانه الهي و قوانين و انظباطي دقيق و بسيار هوشمندانه سير و تكاپو دارد و اشتباهات و كارهاي غلط زمين را به آسمان نسبت ندهيم و نگوييم ساختار گيتي ويرانگر و سرشت زندگي تلخ و فرجام آن شوم است .

 

 نکوهش مکن چرخ نيلوفري را               برون کن ز سر باد و خيره‌سري را

 بري دان از افعال چرخ برين را               نشايد ز دانا نکوهش بري را 

همي تا کند پيشه، عادت همي کن       جهان مر جفا را، تو مر صابري را 

چو تو خود کني اختر خويش را بد           مدار از فلک چشم نيک اختري را

 

بسياري از شكوه ها و ناله ها نوعي تمارض و بی مایگی فكري و تنبلي ذهني و بد بيني مرسوم در ميان مردم است كه به شکل اپيدمي کمابیش همه جا شیوع دارد . يكي از علل آن سهل انگاری و ابراز بي كفايتي تلقيني و بازي كردن رل نادانان و احمقان روزگار است در مواجهه با جريان ها و حوادث زندگي . من تصور مي كنم روزگار ما از همه روزگارهاي گذشته بهتر و تكامل يافته تر است ؛ چه در ايران و چه در سطح جهاني ؛ بعيد مي دانم كه زمان كورش كبير يا در قرون وسطي مردم از زمان ما با فرهنگ تر و منظم تر و ديندارتر از حال حاضر بوده اند . اما فکر می کنم از زمان آدم تا خاتم و تا آخرین روز زندگی بشر روی زمین همیشه احساسی وجود داشته که نسبت به گذشته خوشایند و با دلگرمی نگاه می کرده و از زمان حاضر شکوه می کرده و چقدر برایش شعر دست کرده اند : " چون در آید سال نو گویم دریغ از پارسال " ، " سال به سال دریغ از پارسال " ، " هيچ بدي نرفت كه خوب جايش بيايد " ، "‌رحمت به كفن دزد اولي " و ..... البته زندگي در روياهاي هزار و يك شب تاريخ گذشته و شکوه و شوکت افسانه ای روزگاران کهن خیلی شيرين است و با احساس غروری عظیم ولی رویایی همراه است و واقعيت ملموس و عيني هميشه تلخ بوده است و انسان هاي  بسياري در همه روزگاران و در همه نقاط جهان ناليده اند ، ولی غالبا برای آرامش خاطر و گریختن از حقیقت جاری زنده به گذشته و خاطراتش پناه برده اند و جالب این که در همان زمان گذشته نیز چنین می کرده اند . بد و خوب و  بهنجار و ناهنجاري  به نسبت هاي مختلف هميشه و همه جا بوده و هست ولي اگر عميق تر و جامع تر چركته بيندازيم باز هم نسبت خوبي ها به بدي ها و خوبان به بدان ، در زمان ما بسيار بسيار بيشتر است . به قول آبرهام لينكلن : همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند، اما به به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد  ، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود . در ازای هر دشمن، دوستی هم  هست .  و واقعیت این است که زمانه همان عادات و تفکرات و کشش ها و کنش ها و واکنش های ماست که در شکل اجتماعی نظم و بی نظمی خاصی را شکل می دهد و به قول اریک برن "بازیها"ی خاصی شکل می گیرد .

 

 

                                                

اگر ايران به جز ويران‌سرا نيست؛

من اين ويران‌سرا را دوست دارم.

 

تمام عالم از آن شما باد
من اين يک تکه جا را دوست دارم
 

 

اگر تاريخ ِ ما افسانه‌رنگ است؛

من اين افسانه‌ها را دوست دارم.

 

نواي ِ ناي ِ ما گر جان‌گداز است؛

من اين ناي و نوا را دوست دارم.

 

اگر آب و هواي‌َش دل‌نشين نيست؛

من اين آب و هوا را دوست دارم.

 

به شوق ِ خار ِ صحراهاي ِ خشک‌َش،

من اين فرسوده‌پا را دوست دارم.

 

من اين دل‌کش زمين را خواهم از جان

من اين روشن‌سما را دوست دارم.

 

اگر بر من ز ايراني رود زور،

من اين زورآزما را دوست دارم.

 

 

اگر آلوده‌دامانيد، اگر پاک!

من اي مردم، شما را دوست دارم.

 

گوش دادن به این شعر

 

 

طفیلی ۱: از منفي بافي دوري كنيد

طفیلی ۲ : منفی بافی نقد نیست

طفیلی ۳ : مشکل تنهايي در دانشجويان

طفیلی ۴ : ریخته شدن گدازه های آتشفشان در دریا

طفیلی ۵ :  آيا شما به عنوان دانشجو همواره دچاراسترس هستيد 

طفیلی ۶ : افسردگي مشکلي در بين جوانان 

طفیلی ۷ : درخت سرو چهار هزار و ‪ ۵۰۰‬ساله ابركوه ، پرعمرترين موجود زنده كره زمين

طفیلی ۸ : فخر فروشي مركبهاي چند صد ميليوني در خيابانهاي تهران

 

نویسنده: غریبه

جمعه 18 خرداد1386 ساعت: 0:31

سلام.
وب جالبی دارید.
خوشحال میشم به منم سر بزنید.

وب سایت

 

نویسنده: انجمن

جمعه 18 خرداد1386 ساعت: 2:0

مثل همیشه مفید و قابل استفاده . . . اما برداشت ما از وضعیت اعتقادی ایرانمان یه نمره با این مورد توفیر داره که خلاصه اش این میشه:
ایران امروز جنگلی است متوحش!
با قانون بکش تا کشته نشی!
جنگلی که در آن قوی ضعیف را می خورد و راز بقا در آن این است!
از علی نیاموختن اخلاص عمل دستور کار فرهنگ دهی دولت است برای باز کردن راه چپاولگران بیت المال!
روحانیت امروزی کم کم بر میگردد به رنسانس ! پروتستانتیسم و اورتودوکسیسم در میان روحانیت گل کرده!
ارزانترین موجود زنده در ایران انسان است!
ایران جنگلی است که در آن بار همه مشکلات دولت بر سر نهاد خانواده نهاده شده و
پدرها و مادر ها باید بفکر هزینه و تربیت و حفاظت فیزیکی و معنوی مدرسه - دانشگاه و ازدواج و مسکن و ... فرزندانشان باشند. دولت همه کاره هیچ کاره است.

وب سایت

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

جمعه 18 خرداد1386 ساعت: 10:52

سلام علیکم برادر کریم .
آقا اینو دیگه فکر نمی کردم که اینهمه بهم نزدیک باشیم ( همش 150 کیلومتر ) .
بخشید اول پس از عرض ادب و سلام می خواستم امروز جمعه را خدمت شما و اهل و عیال تبریک عرض کنم .
ولی اینقدر ذوق زده شدم از همولایتی بودن که جمع جهانی که بماند جمعه و جماعت هم از یاد رفت .
از شطرنجیات حظ کردم دستتان درد نکند ، ما پا هستیم خصوصا در ارومیه و آقا سیدم که باشه باکی نیست و از مات شدنم بقول شیخ محمود : مرا عار ناید ، که در صدقرن چون عطار ناید .
این چیه وبلاگ جدید را هم که زیارت کردیم و اگه اجازه بفرمایید همین را به نمایندگی الباقی این چیه لینک کنیم ، بله ؟
یارب یارب یارب

وب سایت

 

نویسنده: اکبر

جمعه 18 خرداد1386 ساعت: 13:56

سلام
هميشه در مورد تقدير اين شعر امير كبير كه با خون خودش بر حمام فين نوشت يادم مياد :
روزگار است گهي عزت دهد گه خوار دارد
چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد.

در ضمن انگار اسم منو شما رو از وبلاگستان اروميه حذف كردند شايد اين وبلاگستان براي جديدتر ها هست و شامل ما قديمي ها نميشه.

وب سایت    پست الکترونیک

 

نویسنده: عکاس

شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 3:54

سلام استاد بزرگوارم
نظرمو تو پست قبلی براتون گذاشته ام
سلامتی شما آرزوی ماست
یا حق

وب سایت

 

نویسنده: آزادیستان

شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 11:37

سلام

از اینکه ما را مورد لطف خود قرار دادی ممنونم .از نظرات وپیشنهادات و همچنین مقالات شما در سایت صمیمانه استقبال می کنیم .

وب سایت    پست الکترونیک

 

نویسنده: فتح اله

شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 13:38

سلام همشهری چه خوب نوشتی.

 

نویسنده: اورمولو

يکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 11:41

برخی نویسنده ها به دلایل امنیتی نمی توانند خود را معرفی کنند
هنوز نوشتن و تحلیل با نگاهی متفاوت و حتی نگاه معمول از آذربایجان جرم نابخشودنی محسوب می شود
شاید به این دلیل با نام مستعار می نویسم زیرا زندان رفتن را نمی پسندم ... و قهرمان شدن را

وب سایت

 

نویسنده: هوشنگ

دوشنبه 21 خرداد1386 ساعت: 6:56

سلام
با توجه به مطلبي كه ( انجمن ) نوشته و با توجه به عشق و علاقه اي كه همه ما به ايران داريم پس چه بايد كرد؟
شايد يكي از كارهايي كه مي توان انجام داد توجه به مشتركات همه ايرانيان بلكه همه عالم است و اشاعه عشق و محبت الهي مابين نوع انسان، گذشته از رنگ پوست و زبان و فرهنگ و دين و .... و هر آنچه ما را از هم جدا مي كند و همت و غيرت براي سازندگي. سازندگي و تغيير از خود و دعوت ديگران به تغيير . تغيير در رفتار، در كردار. تغيير در نوع ديدن،نو ع نگرش، نوع فكر كردن .
بياييد فكر جنگ را با فكر قويتر صلح جايگزين كنيم.
در حفظ حق

وب سایت    پست الکترونیک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 7:44  توسط کریم جباری  |