تبليغاتX
يادداشت هاي كريم جباري شراره ها و شکوفه ها
بیا با من و عشق همدرد باش.اگر دین نداری جوانمرد باش.چو دریادلی،فکر ساحل مکن.اگر تشنه ای آب را گل مکن


شراره ها و شکوفه ها










از آمدن بهار و از رفتن دي   اوراق وجود ما همی گردد طي

عيد هميشه فقط براي بچه ها ايام خوش و خاطره انگيزي بوده است . چه بچه هاي قديم و چه بچه هاي جديد . براي بچه ها و معلم ها تعطيلي مدرسه ها خودش عيد بزرگي است و عيدي گرفتن از همه و مطالبه كادو و لباس و كفش تازه براي عيد و مرتب شیرینی خوردن و گپ زدن و غر زدن براي کمبود تفريح و سرگرمي و گردش و اين كه ای داد و ای هوار که حوصله مان سر رفت و از افسردگی و ماندن گوشه خانه مردیم و افسردیم ( البته اصولا اول افسردگی و بعد مردن !) .

 براي بسياري عيد فرصت خوبي است براي فرار از خويشتن و بستگان و زدن به كوه و دشت و شهرها و كشورهاي ديگر ؛‌ البته به شرطي كه كيف پر از تراول و اسكناس و حساب بانكي عالي داشته باشند .

براي بسياري هم كه سفر را ترجيح مي دهند ، فرار از عيد ديدني هاي تكراري بي معنا و پر هزينه و وقت گير خودش ارمغان خوبي است .

عيد يعني بازگشت . تكرار مكررات از « عاد يعيد عيادت و عود كردن » ، بازگشتن و دور خود چرخيدن ! .... معلوم نيست تكرار مكررات چه شادي اي دارد كه جشن گرفته شود ... تيك تاك لحظه سال تحويل اين همه اضطراب و نفس زدن براي چيست ؟ كه چه مي خواهد بشود . چه تحول تازه و اتفاق عجيبي در جهان و انسان و جامعه در راه است ؟ اگر بازگشت به جاي اول و درجا زدن يا بلكه عقب گردي در كار باشد ، عيد و شادي چه معنايي دارد و اگر دلها زنگ زده و اخلاق ها پژمرده و روح ها فسيل و كدورت زده و پر كينه و احساسات يخي و بي معنا باشد ، عيد ديگر چه صيغه اي است ؟‌

آهای مردم عید آمده به من توجه کنید ! لباس تازه و کیف و کفش و لباس های گران قیمت و پرده های قشنگ و مبلمان لوکس و مدل زیبای ماشین مرا ببینید و تا من حال کنم و به خلسه فرو بروم !

من خوشحالم كه طبيعت سبز مي شود ! چه ربطي به من دارد كه درختان شكوفه زده و بوي بهار مي رسد ! كدام روح بهاري كدام سرسبزي و كدام نشاط و پويايي و جوانه زدن و باليدن ؟‌!

من خوشحالم که خانه گردگیری شده و شیشه ها شفاف است و خانه چراغانی است ! چه ربطی به دل ظلمانی و روح خاک گرفته و ذهن پر از دود و غبار من دارد ؟

 با جيب هاي گرد گرفته و حساب هاي خالي و قرض هاي باد كرده ، چه كسي مي تواند شادي كند ؟‌

بعضي مي گويند چون تعطيلي ها بيشتر در عيد جمع شده و زمان خوردن و خوابيدن و فرار از كار اداري و ... مطرح است ، عيد خوب است و اگر وسط سال هم تعطيلي زياد شود باز هم عيد است و تحويل سال و ... اهميتي ندارد .

يكي از آشنايان در هتل هاي خوب چندين شهر ديدني جا رزو كرده و مي گويد اصلا خوابيدن در اين هتل ها خودش عيد و شادي بزرگي است ؛ وقتي كيف آدم را نوكرها بالا مي برند و مثل شاهان به رستوران مي روم و از ميان دهها غذا ، خودني هاي بسياري روي ميزم مي چينم ، عشق مي كنم اما خوابيدن در هتل تا لنگ ظهر خيلي دل انگيز است . نفله كردن چند ميليون تومان پول بي صاحب كه هم خودش عيدي بزرگي است . يكي مي رود شمال و در هتل هاي خوب شبي پانصد ششصد هزار تومان خرج مي كند و روي هم توي سه چهار روز سه چهار ميليون ريخت و پاش مي كند و بر مي گردد و ديگري هم مي رود كيش و دوبي و بيست سي ميليون تومان علف خرس به جيب اين و آن مي ريزد و خوشحال ! با جيب خالي بر مي گردد .   عيد بر همگان مبارك !

 

هشدار نوروزي :‌ بزرگواران عزیز ما ضد عيد نيستيم و عید را به همه تبريك مي گويم و خودمان اهل شوخي و شادي و خنده و عيد ديدني هستيم ولي خواستم كمي مساله را فلسفي اش كنم . اگر مطالب به شما بر بخورد و شب عید اوقاتتان تلخ شود ما را با کوروش و داریوش و جمشيد و كليه بزرگواران هخامنشي و ساساني و  برادران عزيز آريايي درگير نكنيد كه حوصله اش را نداريم و حرف هاي بالا را خيلي جدي نگيريد .

 

لينكهای مرتبط :

تاريخچه نوروز

نوروز در ويكي پديا

تاريخچه نوروز - فيلم

نگاهي به نوروز

مختصری در بارهء تاریخچه نوروز همراه با ترانه های بهاری

 

لینک های سیاسی

پيام نوروزی جناب اوباما به رهبران جمهوري اسلامي

پاسخ رهبر معظم انقلاب به اوباما

 

لینک های جنایی

اعترافات قاتل سريالي زنان کرجي

اعترافات قاتل سريالی زنان کرجی

مطالب دیگری در باره قاتل

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت 1:26  توسط کریم جباری  | 


                                                    
شبکه مضلین یک
آریا دانشکار مدير بزرگترين مجموعه از سايت‌هاي مستهجن فارسي‌زبان در اينترنت مي‌باشد كه نقش بسيار مهمي در توليد و ارائة محتواي مستهجن فارسي‌زبان (فيلم، عكس، داستان و...) و هدايت كاربران به سوي محتواي مستهجن ايراني و خارجي ديگر سايت ها و محتواي ضد ديني و ضد انقلابي دارد.
 

متن كامل...
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388 ساعت 13:20  توسط کریم جباری  | 


 از سال نو در كشور چين به نام «جشنواره بهاري» ياد مي شود و معمولا از نيمه بهمن ماه تا ابتداي ماه اسفند به طول مي انجامد. هر سال چيني سمبل يك حيوان است كه روي هم ۱۲ حيوان موش، گاو، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، گوسفند، ميمون، خروس، سگ و خوك نشانه هاي سنوات چيني هستند به طوري كه هر ۱۲ سال يك بار به ترتيب دوره جديدي آغاز مي شود و نام اين حيوانات تكرار مي شود. بسياري از چيني ها معتقدند ريشه اين شيوه نامگذاري به سال هاي بسيار دور برمي گردد. واژه «نيان» به معناي «سال» در فرهنگ چيني ها برگرفته شده از نام حيواني است كه چيني ها در زمان هاي خيلي دور در شب سال نو آن را قرباني مي كردند.


در افسانه «نيان» كه در كتب قديمي چيني به وفور ديده مي شود چنين آمده است: «در روزگاران قديم ديو غول پيكري به نام نيان زندگي مي كرد كه مي توانست در يك چشم بر هم زدن همه شهر را ببلعد و مردم هيچ گاه از دستش در امان نبودند. تا اينكه در يكي از روزهاي آخر سال پيرمردي به شهر آمد و دعا كرد مي تواند نيان را رام و مطيع خود سازد. وي از نيان پرسيد: «اين درست كه تو مي تواني همه اهالي اين شهر را يك لقمه كني و ببلعي، اما اگر توانستي به جاي اين انسان هاي بي دفاع، حيوانات وحشي جنگل ها و مزارع اين منطقه را يك باره از بين ببري آن وقت قدرتمند هستي. » نيان شرط پيرمرد را پذيرفت و در يك آن همه حيوانات وحشي را كه كشاورزان و اهالي منطقه از دستشان به ستوه آمده و عاجز شده بودند از بين برد. در آخر داستان پيرمرد، سوار بر نيان، شهر را ترك كرد و ساكنين را براي هميشه از شر اين ديو افسانه اي رها ساخت. وي پيش از رفتن به اهالي شهر توصيه كرد هنگام فرا رسيدن سال نو پنجره و سردرخانه هايشان را با كاغذهاي رنگي خصوصا قرمز تزئين كنند تا نيان جرات نكند به منازل آنها نزديك شود چرا كه او از رنگ قرمز واهمه دارد!»


افسانه نيان نسل به نسل پيش آمده و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها آن را براي كودكان و نوه هايشان بازگو كرده اند، به همين دليل است كه چيني ها در جشن ها و مراسم سال نو از فانوس هاي كاغذي و نوارهاي رنگي براي تزئين استفاده مي كنند كه معمولا قرمز در آنها رنگ غالب است و در اولين نگاه رنگ سرخ چيزي است كه بيش از حد نظرت را جلب مي كند و در كنار آن بساط آتش بازي با ترقه هاي بي خطر به راه مي اندازند تا به اصطلاح نيان، ديو افسانه اي را بترسانند.


روزهاي آخر سال همه در جنب و جوش هستند، هياهويي كه در شب سال نو به اوج خود رسيده با شروع سال جديد يك باره فروكش مي كند، گويي همه به آرامشي دست مي يابند كه تنها تحويل سال مي تواند برايشان به ارمغان بياورد. پيش از شروع سال نو ايستگاه هاي قطار و مترو پر مي شوند از آدم هاي رنگارنگي كه براي بازگشت به محفل خانوادگي شان به هر دري مي زنند تا خود را به مقصد برسانند. وجه تشابه ما و چيني ها در اين است كه آنها نيز همانند ايرانيان مراسم «خانه تكاني» را در ماه هاي آخر سال اجرا مي كنند. آنها خانه هايشان را از هر گرد و غباري مي زدايند و منازل خود را براي ورود سال نو مهيا مي سازند و دعا مي كنند سال نو لحظاتي سرشار از شادي و خوشبختي برايشان به همراه آورد. جالب اينكه چيني ها در شب عيد، جارو و ديگر لوازم رفت و روب را بيرون از منزل قرار مي دهند تا بخت و اقبال از آنها زدوده نشود!  


 
بسياري از خانواده هاي چيني در حين مراسم خانه تكاني حاشيه در و پنجره هاي منازلشان را به رنگ قرمز مي آرايند و آرزوهايشان را در قالب اشعاري با مضامين «خوشبختي»، «ثروت»، «طول عمر»، «ازدواج موفق و فرزندان سالم» بر روي قاب هاي مقوايي از در و ديوار مي آويزند.
بالاخره سال نو مي شود و باز هم همان شيريني هاي خانگي و غذاهاي لذيذ شب عيد با كادوهايي كه همه به هم هديه مي دهند. چيني ها رسم دارند شب عيد تا خود صبح چراغ ها را روشن و در و پنجره ها را باز بگذارند تا سال كهنه فرصت داشته باشد بساطش را جمع كرده از خانه رخت بربندد. تا پاسي از شب هيچ كس به رختخواب نمي رود چرا كه بعد از نيمه شب روشنايي و سروصداي آتش بازي خواب را از چشمان همگان مي ربايد.


و اما خرافات مربوط به روز اول سال نو. چيني هاي خرافاتي در اين روز به گوشت قرمز لب نمي زنند، موهاي خود را نمي شويند تا بخت و اقبالي كه بر سر و رويشان نشسته است پاك نشود و از بين نرود. گريه كردن در چنين روزي مساوي است با همراه شدن غم و اندوه تا آخرين روز سال آينده و اين يعني بدشانسي، به همين دليل والدين سعي مي كنند در اين روز كودكانشان را تنبيه نكنند و كاري به كارشان نداشته باشند حتي اگر از دست شيطنت هايشان به ستوه بيايند!


روز دوم عيد روزي است براي شكرگزاري خدايان و همه آنهايي كه در نظرشان بزرگ هستند. همچنين روزي است كه بايد در آن بي نهايت با سگ ها مهربان بود زيرا چيني ها معتقدند روز دوم عيد روز تولد سگ هاست! روز پنجم زمان استراحت در منزل است، هيچ كس حق ندارد در اين روز براي ديد و بازديد از منزلش خارج شود در غير اين صورت بدشانسي برايش به دنبال خواهد داشت. روز هفتم روز تولد بشر است. كشاورزان در اين روز محصولي را كه مدت ها براي ساختنش زحمت كشيده اند به نمايش مي گذارند، نوشيدني خوش طعمي كه از تركيب هفت نوع سبزي مختلف به دست مي آيد و با رشته فرنگي آب پز شده سرو مي شود.


روز پانزدهم سال نو مراسم جشنواره «فانوس» در خيابان هاي اصلي شهر به اجرا درمي آيد كه علاوه بر نمايش فانوس هاي رنگي، رقص با آوازها و موسيقي هاي محلي نيز بخش ديگري از مراسم را به خود اختصاص مي دهند. در اين شب ماه كامل در آسمان مي درخشد و مردم حلول اولين قرص كامل ماه را به رقص و پايكوبي مي نشينند. شب جشن فانوس آخرين شب سال نو است و از روز بعد زندگي عادي دوباره آغاز مي شود. منبع

          لینک های عمو نوروزی  :

كاش هيچ پدر و مادري، شب عيد شرمنده بچه‌هاش نمي‌شد!

عید بی پولی و بدبختی و ..... از خاطرات یک دکتر

مراقبت‌هاي ويژه براي تعطيلات بي‌خطر!

عید نوروز در باکو

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 17:26  توسط کریم جباری  |