تبليغاتX
يادداشت هاي كريم جباري شراره ها و شکوفه ها
بیا با من و عشق همدرد باش.اگر دین نداری جوانمرد باش.چو دریادلی،فکر ساحل مکن.اگر تشنه ای آب را گل مکن


شراره ها و شکوفه ها










1 . هرچه دين با بصيرت و با دلايل و مدارك مستند و از روي علم و عقل فهميده شود و به خواب و خيال و  عواطف محض و داستانهاي غير واقعي گره نخورد ، تمايل به خرافات كمتر خواهد شد . اعتقادات درست و استوار توام با فكر و انديشه و زندگي با برنامه و مبتني بر عشق و اميد وتلاش و درايت ، جايي براي اعتقاد به موهومات باقي نمي گذارد . چرا كه خرافات به عنوان دين كاذب و جايگزيني پوشالي براي دين حق و عرفان حق ، عمل مي كند و افرادي كه از دينداري عالمانه و صادقانه دورترند و يا دينداري شان از مشتي عادات به ظاهر مذهبي و رسومات ظاهري و حاشيه اي فراتر نمي رود ، مشتري پر و پا قرص رمالان و شيادانند .   

2 . هرچه ايمان و اعتقاد شخص به خداي متعال و مشيت بالغه اش در سراسر هستي بيشتر باشد ، اعتقادش به تاثير جن و شيطان و فال و طلسم و مشتي سنگ و چوب و استخوان حيوانات و ساير تلقينات منحوس كمتر خواهد بود .

3 . هرچه افراد از بيماري هاي جسمي و روحي دورتر و از سلامت و آرامش رواني و شخصيت استوار و اعتماد به نفس بيشتر برخوردار باشند ، كمتر تحت تاثير رمالان و فال بينان قرار خواهند گرفت . اكثر جن گيران و جادوگران و رمالان و مراجعان آنان از سلامت طبيعي جسمي و روحي محرومند . جالب اين كه با اين وضع ناهنجار جسمي و روحي و پريشاني افتضاح ظاهري ،‌ كاملا با پر رويي مدعي شفا دادن سريع السير هر نوع بيماري هم هستند .

4 . هرچه مشكلات زندگي فرد كمتر باشد و بتواند با علم و آگاهي و اراده و ايمان آنها را حل كند و احساس كند بر جريان زندگي تسلط دارد  ، كمتر اسير موهومات خواهد شد .

5 . هرچه قدرت تفكر و قوت روحي فرد بيشتر و جو زدگي و تلقين پذيري اش در برابر ترفندها و شياد بازي ها كمتر باشد ، به ندرت ممكن است اسير  خرافه پرستان حرفه اي گردد .گفتم قدرت تفكر و نگفتم مدرك علمي معتبر ، چون برخي از صاحبان مدارج علمي هم به دليل حماقت و بلاهت مهار زندگي شان را به دست جاهل بي خردي مي دهند كه از فوت و فن كار خود خوب آگاه است و طرز رام كردن و تسخير روح بسياري از دانشجويان و برخي دكترها و مهندس ها و احيانا برخي از روحانيون  را خوب بلد است . در واقع اين شيادان روح آدم هاي ضعيف الاراده را تسخير مي كنند نه ارواح خبيثه و اجنه و .....

6 . كساني كه زندگي شان بر مبناي حساب و كتاب و برنامه و محاسبه باشد و امور زندگي را تابع فكر و اراده و عملكرد خود بدانند و قضا قورتكي زندگي نكنند و سرنوشت خود را به امور واهي گره نزنند و آسمان ريسمان نكنند ، از اعتقاد به شانس و بخت و اقبال و تاثير ستارگان و طلسمات و اوراد جادويي فوت كردني و ماليدني و آويختني دورتر خواهند بود .

7 . كساني كه شغل مناسب و روش سالمي براي كسب درآمد دارند ، دنبال جادو و جمبل و احضار ارواح و طلسم ساختن و طلسم شكني و فال گشايي نخواهند رفت . مهم ترين عامل گرايش خرافه سازان و رمالان به اين مشاغل « آسان و بي زحمت و كم هزينه و پر مشتري و پر درآمد » و نان و آبدار بودن اين شغل هاست . درآمد بسياري از رمالان و آينه بينان و فالگيران علي رغم دوره گرد و ظاهر گدا خصلت شان ، از تجار بازار كيش و دوبي بيشتر است . برخي از رمالان شياد پس از آزادي از زندان به شهر ديگري رفته و در طي يكي دو هفته صدها مشتري پر و پا قرص پولدار پيدا كرده اند . كدام تاجري مي تواند در اين مدت كم چنين جريان وسيعي از عرضه و تقاضايي به راه بيندازد .

8 . طهارت جنسي مي تواند در بسياري از لغزشگاهها محافظ معنوي انسان باشد . ضعف عفاف و حجاب و ظواهر پرجاذبه برخي از خانم ها كه متاسفانه علي رغم پولدار و درس خوانده و دانشجو و ... بودن به شدت عاطفي و ساده دل و خرافه باورند ، زمينه بسيار وسوسه گري است براي فالگيران و مدعيان دروغين عرفان و كرامت و شفاهاي اعجاز آميز .  بخش زيادي از رمالان مشكلات حاد جنسي دارند و بسياري از مشتريان آنان نيز از نظر عفاف و پاكدامني ضعف هايي دارند كه به راحتي سبب مي شود  قرباني سوء استفاده و اطفاء شهوت شيادان گردند ، كه با اين وصف ، آمار شكايات و پرونده هاي انبوه دادگستري در زمينه اغفال دختران و زنان و اعمال منافي عفت چندان عجيب به نظر نمي رسد .

9 . زندگي چندان هم راحت نيست . مهارت زندگي موفق و فوت و فن آن را كسب كردن  حوصله مي خواهد . متقابلا يكي از عوامل بسترساز خرافه پرستي ها عبارت است از راحت طلبي براي حل مشكلات مهم زندگي و تلاش براي از بين بردن سريع السير نفرت ها و كدورت ها و گرفتاري هايي كه طي ماه ها و سالها تل انبار شده  با يك قرص و شربت اسرار آميز يا با شكستن يك كوزه و يا استخوان و يا آويزان كردن يك دعا و يا فوت كردن آن در جهات مختلف و خوردن يك نبات و ماليدن دست مبارك و انتقال آني انرژي به نقاط حساس جسم و روح (!!!)‌.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 20:34  توسط کریم جباری  | 


آموزه های قرآنی همیشه از زوایا و اضلاع مختلف به یک مسئله می نگرد  . مثلا در یک آیه  مانند آیه وجوب روزه یا نماز یا حرمت  شراب یا ممنوعیت روابط آزاد جنسی بیشتر از مسائل حلال و حرام  به ابعاد تربیتی و فلسفه  و نتایج اجتماعی و معنوی و فرهنگی آنها و تاثیرشان در سایر امور زندگی  توجه شده است . قطعات فقهی و احکام شرعی  آیات قرآن اگر حدود 500 آیه  باشد  ،  چندین برابر آنها در همان آیات و آیات دیگر از زوایای دیگر واقعیت امر کالبد شکافی شده و ابعاد  روانی و معرفتی  و اجتماعی  این امور تبیین شده است . برخی همیشه تنها از زاویه حلال و حرام و واجب و مستحب و مکروه به امور نگاه می کنند و این نگاه فقهی و احکامی است و همین امور ریشه ها  و زمینه ها و نتایج فرهنگی و فکری و روان شناسانه و جامعه شناسانه نیز دارند . از طرفی دیگر بسیاری از مسائل فکری بعد فقهی و شرعی نیز دارند .....

متن كامل...
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 23:13  توسط کریم جباری  | 


پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند: وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم .....


متن كامل...
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 23:53  توسط کریم جباری  | 


ما همگي اسیر رنگها و جلوه ها و جاذبه هاييم و شگفتا كه رنگها واقعيت عيني ندارند ، رنگ همان نور است و در واقعیت بيرون ذهن و ادراك ما آنچه هست ، همان نور است که طیفهای خاصی از آن را در پرده شبكيه بازتاب مي يابد . رنگ يكي از نمودهاي نور است. آنچه هست حقيقت نور است و نور واحد است : الله نور السماوات و الارض و اين نور الهي است كه بازتابش در رنگين كمان جهان همين حقايق متكثر و پر رنگ و لعاب شده است .و نقش و نگار جلوه ها و تنوع رنگ ها و بازي بود و نمود بس دل انگيز و  دلفريب و حيرت آفرين و اسارتبار است .

        زيــن قد‌ح‌هاي صــور كـم باش مست           تــا نــگردي بـت‌تراش و بت‌پرست

        از قدح ‌هاي صور بگـــذر  ،    مايست              باده در جام است لـيك از جام نيست

        سـوي بـاده بـخـش بـگـشـا پـهـن فَم        چــون رسـد بـاده، نـيـايــد جـام كـم

...........

متن كامل...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 22:27  توسط کریم جباری  | 


با دانشجويي در باره مشكلات شديد زناشويي اش گفت و گو مي كرديم و جنگ عصبي و دعوا و مرافعه و افكار خودكشي در همسرش و .... بعد از كالبد شكافي مشكل ، خود وي دقيقا فهميد كه در ارتباط با همسرش و رفع مشكلات فيمابين چه كارهاي معيني بايد بكند و چه اندازه براي رفع اين مشكل وقت لازم است ؛‌ ولي مي گفت : متاسفانه هيچ فرصتي براي اين كارها ندارم ! او دنبال قرصي يا دگمه اي مي گشت تا با فشار آن زندگي سريع السير فرم مطلوب خودش را پيدا كند . من گفتم اگر بخواهي توي آكواريوم دو تا ماهي نگه داري بايد به آن برسي تا زنده بمانند . اگر يك متر باغچه داشته باشي و تويش يك نهال يا چهار تا سبزي بكاري بايد به آن برسي تا نخشكند . اگر به بنزين و روغن و وضع موتور ماشينت نرسي ، در زمانی غیرمنتظره ، بد جوري به روغن سوزي مي افتد . چطور مي خواهي همسري داشته باشي و از مزاياي زندگي با او استفاده كني ولي فرصتي براي بودن با او و تبادل عاطفي با او نداري و جالب اين بود كه همسرش طبق گفته هاي وي خيلي از وي دلسوزتر و خوش برخوردتر و متعهدتر و شكيباتر بود .
از دوستي پرسيدم به فاميل ها سر مي زني ؟ گفت : فرصتش را ندارم ! گفتم : با خانم و بچه ها فرصتي براي گشت و گذار و گپ و تفريح و خنده و شوخي چي ؟ گفت : فرصتش را ندارم ! گفتم : مسافرتي ، مطالعه اي ،‌ كتابي ، مقاله اي ؟ گفت : فرصتش را ندارم ! گفتم : ورزشي ،‌ باشگاهي ، مسجدي ؟ گفت : فرصتش را ندارم ! گفتم : خوب به نظرت چرا اين طور شده ؟‌ گفت : شرمنده وقت ندارم و نمي دانم چه بايد بگويم !!!


متن كامل...
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 18:43  توسط کریم جباری  | 


پیامبر اکرم فرموده اند که علم را جست و جو کنید حتی اگر در چین باشد . البته چین به عنوان نمونه یک تمدن پرسابقه و پیشرفته مطرح بوده و این حدیث اختصاص به چین و ژاپن ندارد .این سخن حکیمانه گاهی مصداق های زیبایی پیدا می کند که نشان می دهد مفهوم عمیق این حدیث کاملا به روز ( آپدیت شده ) است و نیز متذکر می شود که رسیدن به ژاپن اسلامی کمی تا قسمتی دشوار است ! علی (ع) نیز در نامه اش به مالک اشتر به مدیران تذکر می دهد که پرده نشینی و دوری آنان از ارتباط مستقیم با مخاطبان و زیردستان نشانه کم ظرفیتی و تنگ نظری است و حاصلش بی خبری از اوضاع ( فلاتطولن احتجابك عن رعيتك فان‏احتجاب الولاة عن الرعية شعبة من الضيق‏و قلة علم بالامور ) .

عکس زیر از دفتر مدیر گروه معماری دانشگاه تهران گرفته شده است:


متن كامل...
+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388 ساعت 1:46  توسط کریم جباری  | 


 معمولا وقتي که ما در کارهای خود به مشكلي برخورد مي كنيم به گذشته فرار مي كنيم  و بعد از كلي قصه بافي دست به توجيهات روانشناسانه و جامعه شناسانه مي زنيم تا با هزار دوز و كلك خودمان را بي گناه و كارهايمان را كاملا طبيعي و « چنان كه مي بايست » جلوه دهيم . اما در مورد ديگران حاضريم هزار نوع جرم عمدي برايشان اثبات كنيم و آنها را به خاطر كارهاي غلط شان بي  برو برگرد مجرم بدانيم و محکوم بکنیم و فحش و بد و بیراه نثارشان کنیم . شجاعت مسئوليت پذيري و قبول سستي و ضعف و ندانم كاري ، ننگ و شكست بزرگي براي ما تلقي مي شود .

در برخورد با مشكلات جامعه هم برمي گرديم به گذشته و مي گوييم ماجرا از فلان زمان شروع شد و بعد فلان و بهمان و اين طور شد كه مي بينيد و هيچ كارش هم نمي شود كرد . هيچ وقت نشده مديري و مسئولي از نهادهاي فرهنگي يا سياسي بيايد و فكر كند كه براي بهبود اوضاع فعلي و مديريت بهينه امكانات و استعدادهاي كنوني چه مي توان كرد و چه كارهايي مي شود بكنيم ولي نمي كنيم ؛ اما همان مدير فرهنگي يا سياسي حاضر است براي مثلا دلسوزي برگردد به گذشته و پس از شمردن دهها علت در تاريخ  گذشته تحليل هايش را حتي به زمان مغول ها برساند ؛ در حالي كه اين خود سفسطه و مكانيزم رواني فرار از مشكلات كنوني به علل و عوامل تاريخي گذشته است ؛ نظير مردي كه مدتي پس از ازدواج در زندگي و روابط خانوادگي فلج شده و از شدت استيصال و درماندگي ناگزير به كودكي بر مي گردد تا با روياهاي خوش آن دوره خودش را التيام ببخشد و گاهي عملا رفتارهاي كودكانه مي كند تا اثبات كند به حد كافي بزرگ شده است !

 در زندگي شخصي هم رفتارهاي بد ديگران را – به فرض بد بودن – به غرض و مرض و عقده و كينه و بيماري رواني و فساد ذاتي و ... نسبت مي دهيم ،‌  بدون اين كه تصور كنيم اين رفتارها از علل و زمينه هايي بروز مي يابد كه برخي یا بسیاری تحت تاثير ماست و مي شود شرايط و عوامل بروز رفتارها را تغيير داد و اصلاح كرد و در دهکده جهانی و تاثیر متقابل رفتارها هيچ رفتار زشت يا خوبي بدون مشوق ها و مؤيدهاي بيروني دوام نمي يابد .


متن كامل...
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 1:37  توسط کریم جباری  | 


اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ  ....  بر زمين سنگينى مى‏کنيد  ( توبه ۳۸ )

ما غالبا اهل رسوب و رکودیم و از جاری شدن و سیلان و پویایی ترسان و گریزانیم . کافی است که به افراد یا اشیا و مکان هایی نزدیک شویم و دل ببندیم ؛ آن وقت طوری روی همان افراد و اشیا رکود و رسوب می کنیم که از درک درست همان افراد و اشیا هم عاجز می شویم . گاهی لازم است که شوک هایی ما را از کرختی و رسوب به در آورد و جلو براند . اگر خود ما باشیم حوالی خاطرات کودکی اطراق می کنیم در حالی که اگر به همان کودکی بازگردیم و واقعا کودک شویم عملا از آن اوضاع و احوال متنفر و گریزان خواهیم بود اما رویای کودکی برایمان شیرین است . چون ما را به حال رسوب و رکود نگه می دارد . داشتن چهار تا تحلیل عامیانه و بی منطق و احمقانه کن است برای ما خوشایند باشد و ما ژست پروفسور و روشنفکر بزرگی را به خود بگیریم . بی خبر از این که حقایق عالم بسی بیشتر از ظرفیت کاسه سر ماست و دنیای بیرون از ذهن خیال پرداز ما بسی بزرگ تر و تو در تو تر است .


متن كامل...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 6:45  توسط کریم جباری  | 


رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ  ( مائده ۱۱۹ )

هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ اين، رستگارى بزرگ است

 

يكي از دانشجويانم  معلول جسمي بود و آمده بود كه آخرين درسش را به صورت معرفي به استاد با من بگذراند . وضعيتش به گونه اي بود كه براي هر نوع حركت و نشست و برخاست بايد مادر يا پدرش همراهش مي بود و كمكش مي كرد . چند قدم راه رفتن برايش مشكل بود و  نمي توانست به تنهايي از جوي آب رد شود . اندام هاي بدنش گويا خارج از اراده و كنترل وي به جهات مختلف رانده مي شدند و هنگام حرف زدن و نوشتن نيز با هزار زحمت و حركت مي توانست چيزي بگويد يا بنويسد . با اين حال ، از هر  بخش كتاب درسي كه سوال كردم به دقت جواب داد و كمتر دانشجويي به اين شكل دقيق و اهل فهم و مطالعه ديده بودم . جالب اين كه همه درس هاي ديگرش را همين طور خيلي خوب خوانده بود و از مقطع تحصيلي بالاتر هم قبول شده بود .   در پايان آزمون از او  پرسيدم كه آيا با اين همه زحمت و مشقتي كه در زندگي داري از خدا راضي هستي ؟‌ جواب داد : من كي هستم كه از خدا راضي باشم ! خداست كه بايد از من راضي باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 20:13  توسط کریم جباری  | 


               این متن به عنوان پاسخ به سوال وبلاگ سرود رهایی نوشته شد

 امام جماعت بايد خوش مشرب باشد .برخوردش با مردم و كودكان و جوانان محترمانه و دوستانه باشد . اهل مطالعه باشد . هم در احكام و مسائل ديني حرف هاي تازه اي براي گفتن داشته باشد و هم از مطالعات ديگر برخوردار باشد تا مردم به چشم يك روحاني بيسواد يا كم سواد به او نگاه نكنند .

 

اگر امام جماعت ، ضمنا سخنران مسجد هم باشد ، بايد متوسط اطلاعات عمومي و مطالعات او از متوسط اطلاعات مردم كوچه بازار بيشتر باشد و نه كمتر . چون همان مردمي كه مسجد ميايند در بين راه گاهي راديو معارف گوش مي دهند و روزنامه اي مي خوانند و انتظار دارند كه در مسجد سخنراني خوبي بشنوند كه سطح آن از سخنان زيادي كه اينجا و آن جا مي خوانند و مي شنوند پايين تر نباشد وگرنه به طرف به چشم حقارت نگاه خواهند كرد .

 

  مردم به مسجد مي آيند تا دين و علم و معنويت كسب كنند و در حل مشكل محله و جامعه اطراف خود سهيم باشند و روحاني مسجد بايد در اين امور چيزي براي مردم داشته باشد . داشتن ذوق و سليقه در انتخاب مسائل و موضوعات مبتلابه احكام و احاديث و آيات و .... خودش هنري است كه اگر امام جماعت مسجد داشته باشد خيلي عالي خواهد بود . 

 

 


متن كامل...
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388 ساعت 13:0  توسط کریم جباری  | 


چند مصاحبه راديويي در باره به روز بودن جوانان داشتم . موضوع جالبي بود . واقعا به روز بودن يعني چه . خيلي از ماها از بهترين ابزارهاي مدرن استفاده مي كنيم مثلا هر دو سه ماه گوشی موبایلمان را با کلی هزینه تازه تر می کنیم تا از قافله عقب نمانیم ولي سطح فكر و طرز زندگي مان خنده دار و در حد همان افكار عصر حجر است و از ابتدايي ترين اطلاعات و مطالعات و بالاتر از آن از عقلانيت مطلوب  برخوردار نيستيم . 

افق فكر ما با گذشت زمان ارتقا و عمق پيدا نمي كند و ما گذشت زمان و دستاوردها و دردها و سرمايه هاي زمان را حس نمي كنيم . انديشه ها و دريافت ها و احساسات ما حاصل تجارب تاريخي نيست و براي خيلي از ما ها گذشته و حال و آينده فرقي ندارد و در هر زماني كه باشيم معلوم است كه چه وضع و حالي خواهيم داشت .

ما هنوز به زمان سقراط در دو هزار و 400 سال قبل نرسيده ايم و از افكار و انديشه ها و مكالمات سقراطي مطلع نيستيم .

ما هنوز در افق فكري علي بي ابي طالب وارد نشده ايم . .....


متن كامل...
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 11:15  توسط کریم جباری  | 


پزشكان زمان ما به مدد علم و تخصص و پول و پز و پرستي‍ژ چنان مقام بلندي يافته اند كه عوام الناس كه سهل است وزير و وكيل هم جرات ندارد بگويد بالاي چشم تان ابروست بلکه همه موظفند احترام کامل و بی قید و شرطی نسبت به این بزرگواران ابراز دارند وگرنه ممکن است جانشان به خطر بیفتد و در این صورت پزشکان کاری برایشان نخواهند کرد . در مجالس و محافل جشن و شادی و ديد و بازديد و جلسات رسمی به چهره و تیپ و ژست و حرکات دست و چهره و طرز حرف زدن و راه رفتن این پزشکان عزیز ( بلكه دانشجويان رشته پزشكي )  دقت کنید : انسان هایی کاملا متفاوت خواهید دید که با مردم کوچه بازار کلا فرق دارند و در واقع اشرف مخلوقات که می گویند همین پزشکانند و بس . هر چه در باره قدرت و نفوذ پزشكان بگوييم قطره اي از درياست . البته قبلا قدرت خيلي بيشتري داشتند و بالاي سر پادشاهان بودند و مرگ و زندگي همگان و بلكه سرنوشت كشور را در دست داشتند و امروزه كمي قدرت افسانه اي شان راكد شده . نمونه اي از اين قدرت آن كه هيچ شكايتي از هيچ پزشك مشهور و غیر مشهوری به نتيجه نمي رسد . .....


متن كامل...
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 2:48  توسط کریم جباری  | 


نویسنده : محمدکاظم روحانی نژاد

دهه پنجاه ،در شهرما  شخصی بود به نام شریعت  . این شخص  به حرفه مهم  " مرده شوری " اشتغال داشت  . این ویژگی او  مشهور بود و به نمونه های عینی زیادی هم در این باره استناد می شد  که هرگاه  شریعت لحظاتی حتی به  اندازه چند ثانیه به فردی خیره نگاه می کرد ،‌ جمله " انا لله و انا الیه راجعون " در گوش چپش نجوا می شد  و طرف باید بار سفر می بست  و اگر فرصت  خداحافظی با اعضای خانواده را می یافت خدا را شاکر بود  . از همین رو گاهی به  من  که آن زمان نوجوان بودم و همچنین به دیگران، توصیه می شد که از روبرو شدن با" شریعت "به شدت پرهیز کنید و  حتی به این فرد سلام هم نکنید و از کنارش بی توجه بگذرید! ما هم همیشه این دلهره را داشتیم که اگر بی توجهی کردیم وصدا زد چی ؟! یک روز به طوراتفاقی برای قرائت فاتحه به گورستان رفته بودم، دیدم شریعت روی سنگ قبری نشسته و به اطراف نگاه می کند .....


متن كامل...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 ساعت 2:28  توسط کریم جباری  | 


    می گویند فیروز آبادی لغت شناس مشهور قرن هشتم هر شب قبل از خواب دویست سطر مطلب می خواند و حفظ می کرد . برخی از علما توی ماشین یا قبل از خواب کتاب های عظیم ده بیست جلدی را با دقت مطالعه کرده اند . امام خمینی هر روز به طور متوسط صد صفحه مطلب مطالعه می کرد .استاد مطهری حدود شش هفت هزار جلد کتاب مطالعه کرده بود و استاد محمد تقی جعفری علاوه بر متن و محتوای کتاب های عظیم و نفیس فراوان ، فقط حدود 300000 بیت شعر از حفظ داشت . علامه طباطبایی متن بسیاری از کتب درسی و فلسفی را از حفظ داشت . جاحظ همیشه در حال مطالعه بود و مرگش زیر بار کتاب ها اتفاق افتاد . آیت الله بهجت همه عمرش را یا در حال مطالعه بود یا در حال تدریس یا در حال ذکر یا در حال فکر .  اما  فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی ما بسیار ضعیف و در حد صفر  و یا زیر صفر است . تفکر خلاق و پربار را که اصلا نمی دانم چه جایگاهی در میان ما دارد . واقعا کتاب و مطالعه و فکر و ذکر به معنای واقعی کلمه چه جایگاهی در میان مردم ما دارد .  آن هیجده دقیقه مطالعه متوسط ایرانی ها هم مال تعدادی معدودی است که مطالعات مستمر مثلا روزانه ده دوازده ساعته آنها وقتی به همگان تقسیم می شود به ما همین چند دقیقه اش می رسد  . برای جمعیت هفتاد میلیونی تیراژ کتاب ها از سه یا پنج هزار نسخه در طول سی سال قبل تجاوز نکرده بلکه گاهی به هزار یا پانصد نسخه کاهش یافته  است . اکثر این کتب هم یا به کتاب خانه ها می رود یا به طور تصادفی یا تفریحی یا کادویی و دکوری یا برای هدیه به این و آن خریداری می شود و پر فروش ترین کتاب ها تست های کنکور یا خرافات هری پاتر است . چقدر از مردم ما اهل مطالعه هستند ؟


متن كامل...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388 ساعت 1:52  توسط کریم جباری  | 


تا ساعت سه صبح وانت ها و اتوبوس ها و ماشین ها پر از عکس های کاندیداها برای شان تبلیغات راه انداخته اند و گاهی آدم فکر می کند که این چهل پنجاه ماشین عروس می برند که با این همه شور و حال و بوق و شعر و سرود خندان و رقصان می روند  و بعد متوجه می شویم که عروسی در کار نیست بلکه کارناوال تبلغ فلان کاندیداست . مچ بندها و گردنبندها وروپوش ها و رنگ ها هم به ابزارهای تبلیغاتی تبدیل شده . استادی پوشه درسی اش را که رنگ خاصی دارد مرتب سر کلاس ها می برد و به همه دانشجویان نشان می دهد و می گوید من به ایشان رای می دهم و مشخص است که منظور کیست و البته اضافه می کند که البته من اسم کسی را نبردم و از این رو ، نباید در کلاس درس تبلیغ کسی بشود ! به کسی که یقه پیراهنش سبز بود یا برای پختن آش سبزی خریده بود و داشت در بغل می برد ، می گفتند به به ! طرفدار موسوی هستی ؟ یا اگر توت فرنگی و تمشک می خرید می گفتند طرفدار احمدی نژادی ؟ اگر به آسمان آبی نگاه می کرد می گفتند معلوم است می خواهی به برادر محسن رضایی رای بدهی و اگر زردالو  می خرید می گفتند تو طرفدار پیر اصلاحاتی ! کار به جایی رسید که گاهی در لباس های زیر هم باید دقت می شد که چه رنگی انتخاب شده تا مشکل حادی ! پیدا نشود .


متن كامل...
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ساعت 10:33  توسط کریم جباری  | 


¬      با پول مي تواني خانه مجلل و عمارت باشكوهي خريداري كني ؛ اما خانواده و وطن خریدنی نیست ؛

¬      با پول مي تواني ساعت گرانقیمتی تهيه كني ؛ اما زمان خریدنی نیست ؛

¬      با پول مي تواني تخت خواب شاهانه اي براي خويش مهيا كني ؛ اما خواب آرامش بخش خریدنی نیست ؛

¬      با پول مي تواني کتابخانه بسیار مجهزی داشته باشی ؛ اما معرفت و دانش خریدنی نیست ؛

¬      با پول مي تواني بهترین پزشکان را في الفور به بالین خود احضار کنی ؛ اما سلامتی و جوانی خریدنی نیست ؛

¬      با پول مي تواني به مقامات مهمی برسی ؛  اما احترام و منزلت خریدنی نیست ؛

¬      با پول مي تواني خونبهای کسی را پرداخت کنی  ؛  اما جان آدمیان خریدنی نیست ؛

¬      با پول مي تواني با زیباترین افراد ازدواج کنی ؛  اما عشق خریدنی نیست ؛

¬      با پول مي تواني هر غذایی که خواستی سفارش دهی  ؛  اما معده سالم خریدنی  نیست ؛

¬      با پول مي تواني جسم انسان ها را برده خود سازی و نابودشان کنی ؛  اما نمی توانی روح شان را تسخیر کنی ؛

¬      با پول می توانی گران ترین آثار هنری را مالک شوی اما ذوق هنری و نگاه زیبا خریدنی نیست ؛

¬      با پول می توانی آخر عمری خود را جزو خیرین نامدار و خدمتگزار خلایق جا بزنی اما معنویت و آخرت خریدنی نیست ؛

¬      با پول می توانی  با خباثت و شیطنت خیلی از مردم را تا مدت زیادی فریب دهی اما خدا و وجدان فریفتنی نیست ؛

¬      با پول می توانی  هنرمند و نویسندگان بسیاری را به تحسین خود واداری ولی عزت و شرف و صداقت خریدنی نیست ؛

¬      با پول می توانی از نردبان دنیا بالا بروی و خودت را به همه نشان دهی ولی ابدیت و رضای الهی خریدنی نیست ؛

¬      با پول می توانی لذات بسیاری را تجربه کنی ؛ اما فضایل متعالی خریدنی نیست .   

               ( محتوای دو سه بند از نکات فوق ملهم از حکمت چینی و الباقی از این قلم است )

 

¬      هر انچه هستي بهترينش باش : اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي بوته اي در دامنه ي کوهي باش ولي بهترين بوته اي باش که در کنار راه مي رويد ... اگر نمي تواني درخت باشي بوته باش اگر نمي تواني بوته اي باشي علف کوچکي باش و چشم انداز کنار شاهراهي را شادمانه تر کن ..... اگر نمي تواني نهنگ باشي فقط يک ماهي کوچک باش ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه .... همه ي ما را که ناخدا نمي کنند ملوان هم مي توان بود در اين دنيا براي همه ي ما کاري هست کارهاي بزرگ و کارهاي کمي کوچک تر و انچه وظيفه ي ماست چندان دور از دسترس نيست ... اگر نمي تواني شاهراه باشي کوره راه باش اگر نمي تواني خورشيد باشي ستاره باش با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند هر انچه هستي بهترينش باش ... (( داگلاس مالوچ ))

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ساعت 12:46  توسط کریم جباری  | 


گردبادهای مسموم می آیند

 

و می روند

 

 تا باور باغ را مچاله کنند

 

 اما تو می درخشی

 

 و دریاها می خروشند

 

 و درختان از باوری تازه سبز می پوشند

 

ای بانیان غبارهای شبهه و وحشت

 

دمندگان شیپورهای شایعه

 

 شیپورهای کذب

 

آی حنجره دیگران

 

 ان قدر که از تو بیمناکم

 

 از توافق دستها و آهن ها

 

 -هرگز ؟

 

دیگران را بگذار !

 

دل به آفتاب بسپار

 

نگاه کن چگونه هر بامدادی

 

صبور و سربلند

 

از شانه های خاکستری صبح بالا می آید

 

 و ستارگان چگونه از روشنایی اش شرمنده می شوند

 

 خاموش می شوند

 

دیگران را بگذار !

 

                        سلمان هراتی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 23:3  توسط کریم جباری  |